خاصيت طبي يا جادويي هر شيأ است، خواه گياه باشد، خواه جانور يا جماد. نخشبي، كه اهميت او از ديدگاه ما بهخاطر ايجاد ارتباط ميان ادبيات سانسكريتي و فارسي است، رسالهٴ كالبدشناسي عجيبي نوشت.
برجستهترين نويسندهٴ پزشكي به زبان فارسي محمد بن محمود آملي بود كه شروحي بر قانون ابن سينا نوشت، مشابه آثار عربي سابقالذكر. شروح قانون
رسالههاي پزشكي عمومي بودند، همچنانكه شروح طبيعيات ارسطو رسالههاي فيزيكي به شمار ميرفتند. قانون چارچوب مرجع مناسبي بهوجود آورد كه نويسندگان آثار پزشكي قرنها از آن سود جستند.
ز. هند و تبت
در هند مطلب درخور گزارشي نيست، مگر احتمالاً شرحي بر اَشتانگاريداياسامهيتا از واگبهاتا1 (هفتم ـ 1) كه بهوسيلهٴ هِمادْري (سيزدهم ـ 2) در حيدرآباد تأليف شد. احتمال دارد كه در آغاز سدهٴ چهاردهم هنوز هِمادْري بهآن كار اشتغال داشت.
هر چند سامهيتاي واگبهاتا يك رسالهٴ آيوروِدا (يعني پزشكي قديم هندو، ودايي، برهمايي) بود، حاوي بسياري نشانههاي بودايي است و به اين نشانهها احتمالاً در شرح آن بيشتر تاكيد شده، عليرغم اينكه مقارن اين زمان دين بودا مدتها بود كه از هندوستان به معناي اخص كلمه ناپديد گشته بود.
دين بودا بهصورت ويژهاي در تبت ادامه يافت و انديشههاي پزشكي هندي، اعم از آيوروِدي يا بودايي در رسالات پزشكي زيادي كه
كانجور و تانجور تبتي (مقدمه، 1، 452) را تشكيل ميدادند، رشد زيادي كرد.2 اطلاعات بيشتري دربارهٴ پزشكي بودايي در زير در بخش پزشكي چين و ژاپن ارائه شده است.
ح. چين
در هيچ كشوري زودتر از چين سازمان پزشكي دولتي بهوجود نيامد. آزمايش پزشكان از سوي دولت چين را ميتوان مربوط به دورهٴ سلسلهٴ چو (1123 ـ 255 پم) دانست. براساس آيينهاي
1. ترجمهٴ كاملي از آن رساله به آلماني توسط لوئيز هيلگِنبِـرگ و ويليبالد كيرفِـل در سال 1941 در ليدن منتشر شده است (ايسيس 34، 174 ـ 77).
2. براي بحثـي دربـارهٴ پزشـكي تبت نك:
(H. Laufer: Beitrage zur Kenntnis der tibetischen Medizin (90 p., Berlin
1900
مقالهاي كلاسيك كه هنوز بهتر از آن پديد نيامده است، هرچند اضافات با ارزشي برآن در اين كتاب ميتوان يافت
(W. Filchner: Kumbum Dschamba Ling (p. 362-75, 519-28, Leipzig, 1936